قصه هاي تلخ و شرين از سرزمين مالستان 

سال 1384

 
نویسنده حسین بخش امیری

گرچند براي اولين بار است اين مطالب را مي نويسم و هيچگاه ادعاي نويسندگي را هم ندارم اما بعضي ازرسم ها ورواج هاي خرافاتي وامراضي که درجامعه مالستان شيوع پيدا نموده است، مرا وا داشت تا دست به قلم برده وگوشه ازمشاهدات از مدت اقامتم درمالستان را براي شما خواننده هاي عزيز بنويسم . 

جامعه ما روزبه روز درحال تغييراست وتغيير کرده است .اگر خوب مواظبت نشود دچار بحران وآفت هاي درد ناکي خواهد شد چراکه در اين جامعه روز به روز رسم هاي جديدي رواج پيدا مي کند. اين رسم ها ورواج ها را نمي توان جزئي ازفرهنگ افغاني يا فرهنگ اسلامي دانست ، زيرا اسلام با اصراف ، سخت مخالف است. رسم ها ورواج هاي که به مالستان رواج پيدا نموده چنين است :
1
_ مصرف هاي گزاف درجشنهاي عروسي: هرمصرف عروسي، حد اقل به پنج لگ افغاني مي رسد که ازاين مبلغ، نه خوانواده عروس استفاده مي تواند ونه عروس بادست پربه خانه بخت مي رود . داماد هم بادل خونين بعد ازعروسي دوباره راه مهاجرت را درپيش مي گيرد .اين پول ها به لنگي ، چپن ، پاکت ، لباس هاي قودغو ، لباس کشانده (کشِنده) ، دو وقت غذاي پرمصرف براي اقوام و مصرف تيل موترها مي شود. درقديم ،لنگي درمراسم عروسي بعد ازپوشاندن لباس داماد به دوستان نزديک داده مي شد. درمقابل ، به دوستان عروس هم بعد از آوردن عروس به خانه بخت داده مي شد که همه باافتخاربه سرخود مي زدند و شکلگ بالاي هم مي گذاشتند . اما لنگي هاي فعلي که عمدتاً درپاکستان ساخته مي شود بنام هاي اسامه ، صدام ، و ايمن الظواهري معروف است . لنگي «اسامه» ،چهار متر است که به دوستان نزديک داماد داده مي شود.لنگي« صدام» ،سه متراست که به دوستان متوسط داماد داده مي شود. لنگي «ايمن الظواهري» دونيم متر است که به دوستان دور تر داماد داده مي شود( مانند کسانيکه گل انداخته باشد وموتروان ها) اين لنگي ها ازبس که کوتاه است مردم به سر خود نمي زنند. پاکت دادن هم يکي ازاين برنامه ها مي باشد که مقدارپولي که مبلغ اش از 100 افغاني کم نباشد دربين اين پاکت ها جاسازي مي گردد که تعدادپاکت ها درهرعروسي ازشصت الي صد پاکت مي رسد و به کسانيکه گل درگردن داماد انداخته باشد، داده مي شود .گلها هم گلهاي پاکستاني است که پول کلداردردورش پيچيده شده است . اين گلها براي مراسم عروسي آمدن حاجي ازمکه نيز استفاده مي شود .
2_ مهماني هاي تشريفاتي : در اين مهماني ها بيش ازپنجاه نفر الي صد نفر دعوت مي شود .مهماني مذکور براي حاجي ها،کربلاي هاو زوار هاي آمده از ايران ترتيبب مي بايد که واقعاً مصارف آن کمر شکن است . از آن جا که اين گونه دعوت ها به عنوان يک سنت درآمده است همه مردم خود را ملزم به رعايت آن مي داننند. 
3_ استفاده از رخت هاي گران قيمت وبي کيفيت پاکستاني : لباس خانم ها را رخت هاي بي کيفيت پاکستاني که دريک شست وشو ازکار انداخته مي شود ، تشکيل مي دهد.اين پارچه ها اسم هاي جالب ومود روز مانند : زينت کرزي ، خال سيماثمر ، کمپيوترجال وغيره دارند اين که به قيمت بالاي 500 افغاني درهرمتر به مردم فروخته مي شود. اين درحاليست که درکشورهاي اسلامي به جز پاکستان، لباس زنان سياه مي باشد که نمايش خوبي دارد وهم فرق بين ثروتمند ومستمند ايجاد نمي کند ودرکشورهاي توسعه يافته وبيشرفته لباس کامل از ده دالرتجاوز نمي کند. 
4_ توقع داشتن سوغات ازمسافري که به وطن بازمي گردد : سوغاتي،رسمي است که مسافر از هرديار وممالکي که به وطن خود بازمي گردد براي دوستان وآشنايان خود به عنوان هديه مي آورد.معمولاً رسم است که سوغاتي ، بايدمحصول سرزميني باشد که مسافر ازآن ديار مي آيدو درواقع هم به هدف سوغاتي توليد شده باشد. مانند تربت امام رضا (ع) در مشهد ، تربت امام حسين (ع) در کربلا وتسبيح ،جانماز و آب زمزم در مکه .اما امروز ، سوغاتي به شيوه اي ديگري تغيير يافته است .حاجيان که براي کار درعربستان رفته اند اکثريت شان وضعيت مالي خوبي ندارند. اما برخي ازحاجيان پولدار بدون درنظرداشت عواقب آن براي اين که جاي ومقام در بين مردم ودوستانش بازنمايند، سوغات هاي جديدي را درمنطقه رواج داده اند ،مانند : ساعت که ساخت کشور سويس است . پتو سالرون که درکورياي جنوبي ساخته مي شود و ترموزچاي که درجاپان ساخته مي شود.اين گونه سوغات دادن ها مشکلاتي را نيز درمنطقه ايجاد نموده است. چنانچه که شما مي دانيد که جامعه ما يک جامعه ننگ سالاراست .کسانکه اين گونه سوغات ها را دريافت مي نمايند بايد براي جبران آن، مهماني با شکوهي را براي اين حاجي تدارک بدهند که به اقتصاد بعضي از خوانواده ها ناسازگاراست. 

الف ـ نبوداستاندار ونظارت دولت برمرزهاي کشور: بازارها مملو ازاجناس موادغذاي بدون کيفيت و بدون استاندارد وتاريخ گذشته مانند : نوشابه ، آب ميوه ، ماکاروني ، بيسکويت ، روغن ، سيگريت و... مي باشد که بصورت هنگفت ازايران و پاکستان وارد افغانستان مي شود ومردم بدون توجه به تاريخ مصرف وکيفيت آن، همچنان به خريدن ادامه مي دهند؛ به خصوص بچه هاي خوردسال که به چيزهاي خوردني و آشاميدني علاقه زيادي دارند . اين گونه مسايل نه تنها سبب فرار پول ازکشور مي شود بلکه خسارات هنگفت برنيروي انساني جامعه افغانستان به بارخواهد آورد . بدون شک مقامات بلند پايه دولت هم از اين جريان به خوبي آگاه مي باشند، چنانچه که آقاي کرزي در بعضي ازکنفرانس مطبوعاتي خود با افتخار اعلان مي کند که پاکستان بعد ازطالبان يک و نيم ميليارد دالر درسال گذشته به افغانستان صادرات داشته است. 
مالستان قبل از ده سال پيش که ماشاهد آن بوديم همين مالستان بود وهمين آب هاي موجود. اما امراض درصورت کل ،کم بود. مردم به غيراز احتياجات اوليه خود مانند آرد، برنج، روغن، نمک ، چاي ، بيشتر ازين نمي خريدند . کمترکساني که دستش به دهنش مي رسيد، شريني و شکر هم مي خريدند. چنانچه دربازارشينده در گذشته ، سه دواخانه بيشتر نبود وآن هم بخاطر نبود مشتري چه مي کشيدند! . اما حالا درهمين بازارشينده،يازده باب دواخانه ، ودر بازار ميرادينه، هشت باب دواخانه ، دربازار خاک ريزک چهار باب دواخانه ودربازار بيوا، دو باب دواخانه مي باشد که همه آنان ،کاروبار خوبي دارند ؛گرچند ليسانس يا شهادت نامه اي از وزارت صحت عامه افغانستان راهم ندارندو با اين وجود، نسخه هاي سنگ شب داکتران محلي را خوب مي پيچند. آماري که درماه حوت 1384 ازشفاخانه شهدا سنگماشه جاغوري گرفته شده بود ،تنها ازمردم قريه غيغانتو ، مبلغ سي و هشت لک افغاني پول بيستر شدن درطول همين سال پرداخت شده است . 
ب ـ شيوع بيماري هاي روحي ورواني: افسردگي روحي مردم ، ناشي از رقابت هاي غيرسالم ، افزايش بيکاري درمنطقه و مسافرت هاي پي درپي بيشتر موجب بيماري هاي مانند سرطان و ديابت و...گشته است. گرچند مردم وضعيت اقتصادي شان ازگذشته بهتر به نظر مي رسد اما درگذشته ،مردم شاد بودند .تفريحات وسرگرمي درزمستان ها وجودداشت. مسجدها را براي مسافر واجتماعات گرم کرده وهمه درآنجاه جمع مي شدند وبراي سرگرمي خود به قصه خواني وکتاب خواني مانند : حمله حيدري وشاهنامه مي پرداختند . اکثريت جوانان به بازي هاي مانند تير وکمان و نشانه زني باتفنگ ، مشغول بودند . مراسم تعزيه خواني وعزاداري در روزهاي جمعه وايام محرم چه باشکوه برگذار مي گرديد! ملاهاي منطقه با روضه خواني ومداحي خود چنان مردم راسر گرم مي کردند که همه برسروصورت خود زده گريه و ماتم سر مي دادند که اين خود بر روحيه مردم تاثير خوبي داشت. زيرا غصه ها وعقده هاي آنان ازدل هاي شان بيرون مي شدند . 

اما درشرايط کنوني، جامعه به شکل ديگري تغيير نموده است. مسجدها اکثريت درزمستان ها بسته است. مردم سرگرمي وتفريحات زمستاني ندارند. منبرها به تالار عروسي و مهمان سرا تبديل شده است. مراسم هاي عزاداري وتعزيه خواني ايام محرم ، کم رنگ ترازگذشته برگذار مي گردد وحال و هواي معنوي ندارد. بلکه بيشتر اين مراسم باتشريفات برگزار مي گردد. زيرا بيشتر افراد با دوربين فلم برداري ، وکمره عکاسي ، ضبط ، وگوشي هاي موبايل درمجلس آمده وهرج ومرج به راه مي اندازند.از اين روست که فضاي مجلس عزاداري به يک کنفرانس مطبوعاتي مبدل مي شود . ملاهاي منطقه هم که بيشتردرايران تحصيل نموده اند، روضه را به سبک ملاهاي سابق نمي توانند بخوانند .به همين جهت است که مردم را نمي تواند بگريانند.
اينجا ست که جامعه ما مورد تهاجم بحران هاي واقع مي گردد که خساراتهاي رادرپي دارد. براي بيرون رفت از اين بحرانها در نظر داشت دو نکته اساسي ضروري است: 
1 ـ شناخت ومعرفي فرهنگ در ست استفاده کردن ازاقتصاد که وظيفه روحانيون ومعلمان است تا درمراسم ها ومکتب ها به مردم آگاهي دهند . 
2 ـ امتيازندادن به کسانيکه مي خواهد خودرا توسط مصرف هاي گزاف مانند مهماني ها وجشنهاي عروسي دربين مردم مقام کسب نمايند .چنانچه درسابق ، افراد واشخاصي بودند که آگاهي آنان ازديگر مردمان بيشترنبود. اما بخاطر مهماني کردن بعضي مقامات حکومتي عناويني مانند قريدار ، مليک ، ارباب ، وخان را درجامعه کسب مي نمودند. به راستي اگرما توجه به اين دو نکته را درجامعه گسترش بدهيم ، بدون شک راه مان را بسوي جامعه متمدن هموارساخته ايم . البته با کمال خوشبختي دراين راستا گام هاي موثري درمالستان برداشته شده است .تشکيل نهاد ها وانجمن ها ازطرف جوانان دانشجويان وفرهنگيان مالستان به چشم مي خورد که نمونه بارزآن جنبش نوين مالستان است. اين جنبش متشکل ازجوانان ، فرهنگيان ، ودانشجويان مالستان مقيم دانشگاه کابل مي باشد که فعاليت هاي را درمالستان آغازنموده است که ازجمله فعاليت هاي آنها کورس هاي زمستاني و به راه انداختن يگ دستگاه راديو بنام «راديو ارتباط» درمرکز ولسوالي مالستان را مي توان نام برد. اين راديو که هرشب دو ساعت نشرات دارد به روي موج FM کمتر ازنصف مالستان راتحت پوشيش خدماتي خود قرارداده است. اما به خاطرسانسور نکردن بعضي رويدادهاي مالستان، اين راديو چندين بار ازطرف مقامات ولسوالي متوقف شده وکارمندان آن مورد تهديد قرارگرفته است که دوباره با چانه زني ها به نشرات خود ادامه داده است .
تشکل ديگر، «انجمن جوانان غيغانتو» مي باشد که به تازگي به فعاليت خود آغازنموده است. اين انجمن دربهار1384 درجلسه همبستگي ملي ميان ولايت هاي غزني ، پکتيا ، و خوست باشمول معاوين وزرات احيا وانکشاف دهات درمنبر ميانه غيغانتو برگذار شده بود ، رسماً اعلام موجوديت نمودند که به دنبال آن تقديم شکايت نامه عليه «موسسه پاملرنه» درجهت استخدام نکردن کارگران مالستاني دراين موسسه، به معاون وزارت احيا وانکشاف دهات را مي توان از اولين فعاليت آن ها نام برد . اين انجمن که متشکل ازکارگران کم درآمد عربستان ،جوانان برگشته ازايران و دانشجويان منطقه مي باشد، به منظورجلوگيري از رسم ورواج هاي خرافي، مبارزه بااعتياد، ايجاد اشتغال براي جوانان وبخصوص اشتغال زنان ايجاد شده است .

زنان هنر پرور وهنردوست که ساعت ها وقت خودرا براي دوختن يک مترتافته سفيد صرف مي کنند ، بسيار ضروري است که هنرهاي زيباي آنان به يک شغل مناسب تبديل شود. ايجاد کورسهاي قالين بافي، گل دوزي وسيستم قرضه گيري ازبعضي موسسات داخلي ياخارجي براي صنايع کوچک مانند: جوراب ، جرسي ، دستکش بافي و...از بر نامه هاي است که بايد به آن توجه شود.اين برنامه ها نه تنها به اقتصاد آنان کمک مي نمايد ، بلکه بالا بردن مهارت ، شجاعت و اشتراک آنان را درمسايل اجتماعي سياسي بيشتر خواهد نمود.

لازم به ذکر است که انجمن هاي ديگري نيز در برخي ازنقاط ديگر مالستان شروع به کار نموده که متاسفانه با اخلالگري برخي از طلبه هاي وابسته به احزاب قبلي مواجه مي باشد. اما دراينجا اين سوال درذهن ها خلق مي شود که چرا اين انجمن ها رابيشتر قشرجوانان تشکيل مي دهند؟
جواب روشن است. زيرا نسل جوان درطي يک دهه درافغانستان بيشتراز ديگراقشار جامعه ، قرباني اهداف هاي نامشروع گرديده و ازآن ها براي خرابي کشوراستفاده شده است . درشرايط کنوني نيز اين جوانان است که آسيب پذيراست. نبود کار و اشتغال، مشکلات ازدواج ومهاجرت ،آنان را بسوي اعتياد ، فسادهاي اخلاقي وافسرده گي روحي مي کشاند. پس اين جوانان است که بايد دست به دست هم داده براي آينده خود تصميم گرفته وفردايي روشني براي خود بسازند. به اميد آينده بهتر افغانستان عزيز.

والسلام 
حسین بخش امیری دمام عربستان 27 اسد 
1384


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 0:53  توسط چمن شاه مقصودی  |